بر گرفته از    http://www.ranjbar58.blogfa.com


ارث در لغت  به معنای انتقال غیر قراردادی چیزی، از شخص به دیگری است[1] و همچنین به معنای بقیه‌ و باقی‌مانده‌ی چیزی نیز می‌باشد.[2]  در اصطلاح حقوقی مقصود از آن، انتقال مالکیت اموال میت، پس از فوت به ورّاث او می‌باشد.[3]  قانون‌گذار در کلام خود کسی را که ارث می‌برد وارث، و متوفی را مورّث، و اموال و دارائی متوفی در حین فوت وی را، ترکه می‌نامد.[4] 
در تقسیم ترکه، شناخت جنس وارث اهمیت اساسی دارد. این تمیز در اشخاص متعارف، آسان است؛ ولی گاهی پاره‌ای از مردم که آنان را خنثی می‌نامیم، نشانه‌های هر دو جنس را دارند و به دشواری می‌توان گفت که اینان در شمار زنانند یا مردان.[5] 
این افراد بطور کلی در 2 گروه قرار می‌گیرند: [6] 
 
1) ارث خنثای ظاهر
خنثای ظاهر کسی است که علائم مرد بودن در او، بر علائم زن بودن غلبه دارد و یا بالعکس، یعنی علائم زن بودن در او بر علائم مرد بودن غلبه دارد. در این صورت خنثی به هر یک از دو جنس که شباهت بیشتری به آن دارد ملحق می‌شود و سهم الارث وی معین می‌گردد.[7] 
 
2) ارث خنثای مشکل
خنثای مشکل کسی است که هیچ یک از علائم مرد بودن یا زن بودن در او بر دیگری غلبه ندارد. در این صورت نمی‌توان او را در ردیف هیچ یک از دو جنس قرار داد، همچنان که نمی‌توان او را جنس سومی در ردیف ذکور و اناث دانست. لذا سهم‌الارث او نیمی از سهم‌الارث مرد، به‌علاوه‌ی نیمی از سهم‌الارث زن است.[8]  البته این حکم، به استناد ماده‌ی 939 ق.م در موردی جاریست که خنثی در زمره‌ی وارثانی باشد که ذکور ایشان دو برابر اناث، ارث می‌برند. لیکن اگر خنثی از جمله وارثانی باشد که ذکور ایشان سهمی برابر با اناث می‌برند، اجرای حکم ماده‌ی فوق کاری لغو و بیهوده خواهد بود.
مسأله‌ی تأمل برانگیزی که در این میان خودنمائی می‌کند این است که در برخی موارد، خنثای مشکل ممکن است، برحسب مرد یا زن بودن، سهم برخی از ورثه را تغییر دهد، لیکن قانون‌گذار با چشم‌پوشی از تعیین جنسیت این فرد این مشکل حقوقی را حل نشده رها کرده است. بعنوان مثال اگر متوفی، پدر و مادر و یک دختر و یک خنثی، بعنوان وارث داشته باشد، تمیز جنس خنثی می‌تواند در فرض دختر، موثر باشد. بدین توضیح که اگر خنثی را دختر فرض کنیم، فرض دو دختر متوفی، دو سوم کل ترکه خواهد بود. حال اینکه اگر خنثی را پسر در نظر بگیریم، دختر متوفی، فرضی نخواهد داشت بلکه به قرابت ارث می‌برد.[9]  (م 909 ق.م)
 


[1] . راغب اصفهانی، حسین‌ابن‌محمد؛ المفردات فی قریب القرآن، چاپ بیروت، دارالعلم، الدارالشامیه، 1412 قمری، چاپ اول، صفحه 863، تحقیق صفوان عدنان داوودی
[2] . سیّاح، احمد؛ فرهنگ جامع عربی-فارسی، تهران، کتاب فروشی اسلام،  1354، چاپ هشتم، جلد اوّل، صفحه 20
[3] . شهیدی، مهدی؛ ارث، تهران، انتشارات مجد، 1385، چاپ ششم، صفحه 15
[4] . امامی، سید حسن؛ حقوق مدنی، تهران، انتشارات کتاب‌فروشی اسلامیه، 1376، چاپ سیزدهم، جلد3، صفحه 169
[5] . کاتوزیان، ناصر؛ دوره مقدماتی حقوق مدنی درسهایی از شفعه، وصیت و ارث، تهران، نشر میزان، 1386، چاپ نهم، صفحه 309
[6] . شهیدی، مهدی؛ ارث، تهران، انتشارات مجد، 1385، چاپ ششم، صفحه 185
[7] . امامی، سید حسن؛ پیشین، صفحه 294
[8] .  همان؛ صفحه 294 و 295
[9] . کاتوزیان، ناصر؛ پیشین، صفحه 310